تبلیغات
درس عربی
درس عربی
در ماشین زندگی راننده باشیم نه مسافر. 
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک های مفید

امروز در اتوبوس دختری دوست داشتنی با موهای طلایی دیدم.
به او حسودی‌ام شد- زیبا بود و خیلی شاد به نظر می‌رسید – همانطور که من آرزویش را داشتم.
او به قصد پیاده شدن از جایش بلند شد. متوجه شدم لنگ لنگان مسیر را طی می‌کند.
او تنها یک پا داشت و با کمک چوب زیر بغل راه می‌رفت ولی در حالی که از کنارم می‌گذشت، لبخندی بر چهر ه‌اش می‌درخشید.

نالیدم، اه، خدایا من را ببخش.
من دو پا دارم، دنیا زیر پاهای من است.

ایستادم تا کمی شکلات بخرم. مرد فروشنده لبخند گیرایی داشت.
کمی با او صحبت کردم، خیلی شاد به نظر می‌رسید- اگر کمی دیرم می‌شد به کسی ضرری نمی‌رسید.
هنگامی که او را ترک می‌کردم به من گفت: «متشکرم، شما خیلی مهربان هستید.»
او گفت: «صحبت کردن با افرادی مثل شما خیلی لذت بخش است. من نابینا هستم.»

نالیدم، اه، خدایا من را ببخش
من دو چشم دارم، می‌توانم تمام دنیا را ببینم.

هنگامی که از خیابان پایین می‌رفتم، بچه‌ای زیبا با چشم‌های آبی دیدم.
او ایستاده بود و به بازی دیگران نگاه می‌کرد، گویی نمی‌دانست چه باید کند.
لحظه‌ای ایستادم و گفتم، «عزیزم، چرا به آن‌ها ملحق نمی‌شوی؟»
او بدون کلمه‌ای صحبت به روبرویش نگاه می‌کرد و آنگاه دانستم، او ناشنوا است.

نالیدم، اه، خدایا من را ببخش.
من دو گوش دارم، هر آوای خوشی را می‌توانم گوش دهم.
با پاهایی که مرا به هر کجا بخواهم می‌برند، با چشم‌هایی برای دیدن غروب آفتاب، با گوش‌هایی برای شنیدن هر آنچه بخواهم.

خدایا!
من را ببخش،
خیلی شکرگزارم،
دنیا مال من است!

منبع: خوشبختی دات آی آر 




طبقه بندی: مطالب و برنامه های مفید،
برچسب ها: موفقیت.خوشبختی،
[ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ] [ 10:34 ب.ظ ] [ فریبا حزباوی ]

همهٔ ما در برهه‌ای از زندگیمان هیچ ترسی نداشتیم. شاید هنگامی که دبیرستانی بودیم، احساس می‌کردیم کاری وجود ندارد که نتوانیم انجام دهیم. هیچ هدفی برایمان دست نیافتنی نبود. ما یک نیروی غیر قابل توقف بودیم که به هرچیزی که فکر می‌کردیم برایمان مهیا بود.  با گذشت زمان، دنیا به ما ثابت کرد که اغلب موارد نمی‌توانیم آنچه را که می‌خواهیم به دست آوریم. دیگران به هدف‌های  ما خندیدند و سعی کردند متقاعدمان کنند به دنبال رویا‌هایمان نرویم.

آن‌ها گفتند:” دیوانه شده‌اید؟ خیلی سخت است. اصلاً چرا باید این کار را انجام دهید؟ ” آن‌ها طوری عمل می‌کنند که گویی رویا‌ها برای دیگران است و برای افرادی مانند ما نیست. آن‌ها با انرژی منفی شان  ما را احاطه  و سعی می‌کنند ترس و ناامنی‌های خود را به ما القا کنند. ما نه تنها کلمهٔ «ترس» را درک بلکه آن را تجربه نیز کرده‌ایم.

بسیاری از ما آنقدر نگران از دست دادن داشته‌هایمان هستیم که به دنبال خواسته‌هایمان نمی‌رویم. ما نقشمان را در زندگیمان ایمن بازی می‌کنیم و آنقدر سفت به وضع موجود می‌چسبیم که هرگز آنچه را می‌توانست پیش بیاید تجربه نمی‌کنیم. ما شکاک‌ها را باور می‌کنیم و امکان اینکه حتی یک قدم به سمت رویاهای مان برداریم از دست می‌دهیم.

همان طور که جان گوردون در کتاب قواعد بازی در زندگی: آنچه بهترین ها بهتر از هر کس دیگری انجام می‌دهند می‌گوید: در حالی که سعی داری بهترین شوی با گرفتاری‌ها و فشارهای زیادی از دنیای بیرون و صداهایی ناشی از نبود اعتماد به نفس، از درونت روبه رو می‌شوی، باید یاد بگیریم ترس را کنار بزنیم، باید بر ترس‌مان غلبه و طرز فکر «بازی برای برای برنده شدن» را برگزینیم.

موفقیت به معنای به دست آوردن است. برای برنده شدن به تعهد نیاز داریم. حتی اگر موفق نشدید، هرگز تسلیم نشوید واجازه ندهید اهداف و رویا‌هایتان بمیرند. کسانی که برای برنده شدن بازی می‌کنند می‌دانند که موفقیت به آسانی به دست نمی‌آید.

موانع و چالش‌ها بخشی از زندگی هستند. موانع به منظور بر طرف کردن هستند. همهٔ آن‌ها بخشی از بازی زندگی هستند و افرادی که برای برنده شدن بازی می‌کنند موفق می‌شوند و هرگز تا زمانی که بازی به پایان نرسد تسلیم نمی‌شوند.

منبع:خوشبختی دات آی آر 




طبقه بندی: مطالب و برنامه های مفید،
برچسب ها: موفقیت.خوشبختی،
[ پنجشنبه 4 اسفند 1390 ] [ 10:29 ب.ظ ] [ فریبا حزباوی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


با سلام و درود
این وبلاگ برای استفاده‌ی دانش‌آموزان عزیز و همکاران گرامی طراحی شده. امیدوارم این تلاش ناچیز گام مثبتی در جهت گسترش دانش و فراگیری عزیزان باشد. نظرات و پیشنهادات شما می‌تواند این نهال را به ثمر برساند.
همواره شاد و پیروز باشید.


لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :