تبلیغات
درس عربی
درس عربی
در ماشین زندگی راننده باشیم نه مسافر. 
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک های مفید
در این جلسه که قسمت ششم بحث هدف است ، می خواهیم پیرامون قضا و قدر  و تقدیر الهی صحبت کنیم و چهارمین ویژگی هدف را نیز بررسی کنیم.

دوستان ما در مسائل الهی یه قضا داریم یه قدر.
میگن قضا حکم قطعی خداست و تغییر ناپذیره و در مسائل محدودی هم هست – که ما میگیم تغییر پذیر هست – و قدر حکم غیر قطعی خداست که قابل تغییر هستش.
مثلا مرگ قطعی من و شما دست خداست ، مرگ حکم قطعی خداست ، ولی ما می تونیم یه دست کوچولو توش ببریم ، چجوری ؟
میتونیم مرگ رو جلو بندازیم ، شمع های تولد رو دیدید ؟ 5 دقیقه می سوزه و تموم میشه ، شمع های معمولی نیم ساعت میسوزه ، شمع بزرگا که سر سفره ی عقد میذارن دو ساعت میسوزه و تموم میشه ، این شمعهای خیلی بزرگ که تو مغازه ها میذارن ممکنه یک روز طول بکشه تا بسوزه ، حالا ما می تونیم اون شمعی که دو ساعت میسوزه رو سر دقیقه ی اول فوت کنیم خاموش بشه.
ما می تونیم مرگمون رو جلو بندازیم ، خودشو می کشه ، میندازه زیر ماشین ، العبد یدبر و الله یقدر ، بنده تدبیر می کنه و خدا تقدیر.
ولی میگن مرگ قطعی جزو قضای الهیه و قابل تغییره.
من با روایت و آیه واستون ثابت می کنم حتی قضای الهی هم قابل تغییره.
زمان حضرت داوود و سلیمان ، حضرت عزرائیل ، در بین مردم بوده و همه می دیدن ایشون رو ، هر وقت به کسی نگاه می کرده اون فرد می فهمیده که دیگه کم کم باید غزل خداحافظی رو بخونه.
در مجلس حضرت داوود ، عزرائیل به یه جوونی چپ چپ نگاه می کنه ، جوونه پا میشه در میره ، حضرت داوود به عزرائیل میگه این چه کاری بود کردی ؟ جوون میگه من یادم اومد 8 روز دیگه قراره جون این رو بگیرم.
حضرت داوود سریع یه پیک میفرسته سمت جوون میگه همین الان زن بگیر ! چرا ؟ حضرت داوود میگه میخوام در این 8 روز از نعمات خدا استفاده کنه.
8 روز بعد حضرت داوود پیک می فرسته ببینه جوونه چی شد ، میبینن نمرده ، دوباره 8 روز بعدش پیک می فرستن میگن هنوز نمرده ، 8 روز بعدش دوباره می فرسته بازم میگن نمرده ! قرار بود این بمیره که ! چی شد پس ؟
به خدا عرض می کنه خدا این قرار بود بمیره ، 24 روز گذشته هنوز زنده است که !
خدا بهش میگه ، داوود ! تو که پیامبر ما هستی فکر می کنی از ما کریم تری ؟ تو دلت سوخت گفتی بره زن بگیره ، من از تو کریم ترم ، چون ازدواج کرد 30 سال به عمرش اضافه کردم.
روایت داریم اون چیزی که حتی توی لوح محفوظ هم نوشته شده قابل تغییره ، خیلی خودتون رو درگیر این چیزا نکنید.
همت کن تلاش کن بیخود هم نگو تقدیره اینه تقدیر اونه ، خودت تلاش کن و تقدیر خودت رو خودت رقم بزن.
و امام صادق می فرمایند : خدا به اندازه ی نیت مردم ، کمک به آنان را مقدر می کنه.
حضرت علی – علیه السلام – می فرمایند : به درستی که خدا به هر بنده ای به اندازه ی نیتش عطا می کند.
خب بریم سر بحث هدف ، این بحث خیلی مهمه چرا ؟ میان کلاس میگم فرهنگ خیلی خوشگل حرف میزنه ها ، ولی چیکار کنیم ، تقدیر ما اینه که بدبخت باشیم زندگیمون همین باشه ، چرا الکی خودمون رو اذیت کنیم و هدفهای بزرگ بنویسیم.
خب برگردیم سر بحت هدف.

تا حالا 3 ویژگی مهم هدف رو گفتیم ، حالا میرسیم سر ویژگی چهارم هدف.

4- اهداف باید دقیق و دارای کمیت و کیفیت باشند.
فرض کنیم بین 1000 داوطلب برای استخدام در یک شرکت ، من قبول شدم ، خیلی عالیه ، میرم قسمت کارگزینی ، خب من از کی مشغول بشم ؟
-    معلوم نیست !
چقدر حقوق میدید ؟
-    بدک نیست !
قرارداد می بندید ؟
-    لازم نیست !
آیا امیدی به این کار هست دوستان عزیز ؟ نه !
دوست من ! هر چیزی که دارای ابهام باشه ، رسیدن بهش مشکوکه ، هدفهای ما هم اگر ابهام داشته باشه بهش نمی رسیم.
ما باید در گزینش اهدافمون دقت کنیم ، و این دقت به دو دسته تقسیم میشه :
1-    دقت در بیان جزئیات هدف
2-    دقت در بیان زمان مطلوب رسیدن به هدف
دقت در بیان جزئیات هدف :
من میخوام برم چین درس بخونم ، این هدفه دیگه ؟ بله هدفه.
حالا من میخوام برم چین ، شهر پکن ، دانشگاه شهر پکن دکترای طب سوزنی بگیرم ، خب اینم هدفه دیگه ؟ درسته ؟ بله.
ولی دومی خیلی جزئی و دقیقه ، بهتره ، هر چی جزئیات ریز تر و دقیق تر ، هدف بهتر و رسیدن بهش نزدیکتر.
خب.
من میخوام ماشین داشته باشم. هدفه دیگه ؟ بله هدفه.
من میخوام یه 206 دنده اتوماتیک نقره ای رنگ داشته باشم. اینم هدفه.
دومی دقیق تره و رسیدن بهش سریع تره ، امتحان کنید.
من میخوام یه کسب و کار راه بندازم. این هدفه.
من میخوام یه سوپر مارکت دو دهنه تو فلان خیابون شهر داشته باشم. اینم هدفه ولی هدف دقیق تر.
پس هدف هر چه دقیق تر بهتر ، البته اینجا سه استثنا وجود داره که باید بهش توجه کنیم.
الف) اهداف اخلاقی حد و مقدار ندارن ، ما تو بقیه ی اهداف گفتیم باید جزئی و دقیق باشه ، ولی تو اهداف اخلاقی حد و مرز نداریم.
من میخوام دروغ نگم دیگه اصلا دیگه هیچ وقت دروغ نگم ، نمیشه !
در بیان اهداف اخلاقی به جای بیان کلماتی مانند دیگه و از این به بعد و اصلا و ... باید مصداق و الگو تعیین کنیم.
من میخوام دروغ نگم تا بشم مثل حسن آقا ! از این به بعد باید انقدر تلاش بکنم تا مثل حسن آقا – که به صداقت معروفه – بشم.
ب) گاهی وقتا ما میخوایم مهارتی رو کسب کنیم.
مهارت دو نوعه ، یا مسیر علمی و دانشگاهی دارن یا مسیر غیردانشگاهی دارن.
مثلا میخوام نقاش بشم ، میرم لیسانس نقاشی میگیرم ، تو جدول اهدافم می نویسم گرفتن لیسانس نقاشی از دانشکده ی هنرهای زیبا دانشگاه تهران.
ولی اگر از مسیر غیر کلاسی و آکادمیک میخوام کسب مهارتی داشته باشم ، اینجا هم باید مصداق تعریف کنم ، تو هدف میگم ، من میخوام نقاش خوبی بشم مثل آقای باب راس.
ج) اهدافی مانند قوی شدن حافظه ، خب اینم نمی تونیم بگیم من میخوام حافظه ام خیلی قوی بشه .
اینجا هم میگم من میخوام حافظه ام بسیار قوی بشه مثل فلانی ، اون فردی که حافظه اش خیلی قویه میشه الگوی ما تو اون زمینه.
مورد دومی که باید دقیق مشخص بشه ، زمان دقیق دسترسی به هدفه ، اهداف باید زمان مشخص برای دسترسی داشته باشن.
میخوای دکترای طب سوزنی بگیری ، خب 5 سال بعد دارم دکترا میگیرم ، 15 سال بعد هنوز دارم دکترا می گیرم ، این تا آخر عمرش هم دکترای طب سوزنی نمی گیره !
دوس من ، ما باید برای دسترسی با اهدافمون زمان تعیین کنیم تا اون ما رو بیشتر به حرکت و تلاش وادار کنه ، زمان اهرمیه که به ما میگه بدو زمانت داره میگذره تلاش کن.
زمان به میگه چقدر فرصت داریم.
دوستان عزیز !
ما وقتی زمان برای هدفمون تعیین می کنیم ، هر چی به پایان زمان نزدیک میشیم تلاشمون بیشتر میشه ، اهرم زمان بهمون میگه بدو ، زمانی نمونده ، بیشتر تلاش کن داری میرسی!
ولی وقتی زمان تعیین نکنیم ، 15 سال میگذره میگیم من هنوز میخوام یه خونه بخرم ها ، نمیرسی به هدف.
دقت کنید که زمان ما باید منطقی و اصولی باشه ، من میخوام تا 6 ماه دیگه صاحب 5 میلیارد تومن پول بشم ، منطقیه ؟ نه.
زمان ما رو متعهد می کنه ، در یک چهارچوب حرکت می کنیم ، زمان تلاشهای ما رو متمرکز می کنه.
چه ایرادی داره هدف 5 ساله داشته باشیم ؟ هدف بزرگ تعیین کنیم 5 ساله باشه چه ایرادی داره ؟
پیتر دراکر – پدر علم مدیریت – میگه : ما برای اهداف یکساله زمان زیادی صرف می کنیم ، ولی برای اهداف 5 ساله مون هیچ برنامه ای نداریم.
من 5 سال دیگه دکترا قبول شدم ، عضو هیات علمی شدم.
بعدا میگیم چیکارش کن. فعلا هدف گنده هه رو تعیین کن.
الان من و شما خدمتکار زمان هستیم ، ولی الان برعکسه ، زمان تعیین می کنه ما کجاییم .
دوستان عزیز ، یادمون باشه ، ما باید در ماشین زندگی راننده باشیم نه مسافر.
خب ، من میخوام دکترای طب سوزنی از دانشگاه پکن در چین 8 سال دیگه بگیرم ، خب این زمان طولانی اشتیاق رو در ما میکشه.
ای آقا دلت خوشه ، 8 سال دیگه ؟ کی مرده کی زنده ؟
خب چیکار کنیم ؟
یادتونه تو بحث شرط گذاری گفتیم ذهن ما برای چیزهای دراز مدت تمایلی نشون نمیده ؟
خب ، ما برای حل این مسئله ، هدف بزرگمون رو خرد می کنیم و کوچیک می کنیم .
در ارتش امریکا اومدن گفتن ما وقتی میخوایم به سربازایی که تازه وارد ارتش شدن آموزش تیراندازی بدیم ، ولی اونا خیلی کم به هدف میزنن ، با روانشناسها مشورت کردن ، روانشانس ها گفتن یه کاری بکنید ، فاصله ی سیبل هر چقدر هست نصف کنید ، وقتی فاصله کم میشه تیراندازی ها بهتر میشه. و بهتر هم شد.
بعد مدتی دوباره روانشناس ها گفتن حالا سیبل ها رو به جای اصلیشون برگردونید ، اتفاق جالبی که افتاد این بود که سرباز ها به خوبی به هدف میزدن ، چرا که این باور در اونها بوجود اومده بود که پس میشه به هدف زد ، اصلا سخت نیست.
http://banki.ir/akhbar/1-news/5665-keys-to-success-33


طبقه بندی: موفقیت،
برچسب ها: تکنیک های موفقیت" استاد شاهین فرهنگ،
[ سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 ] [ 10:21 ب.ظ ] [ فریبا حزباوی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


با سلام و درود
این وبلاگ برای استفاده‌ی دانش‌آموزان عزیز و همکاران گرامی طراحی شده. امیدوارم این تلاش ناچیز گام مثبتی در جهت گسترش دانش و فراگیری عزیزان باشد. نظرات و پیشنهادات شما می‌تواند این نهال را به ثمر برساند.
همواره شاد و پیروز باشید.


لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :