تبلیغات
درس عربی
درس عربی
در ماشین زندگی راننده باشیم نه مسافر. 
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک های مفید

در سه جلسه گذشته در مورد یازدهمین کلید موفقیت یعنی زندگی هدفمند صحبت کردیم ، از تفاوت مقصد ، ارزش و هدف گفتیم در این جلسه که قسمت چهارم بحث هدف است ، می خواهیم پیرامون ویژگی های هدف صحبت کنیم.


و اما ویژگی های هدف :
1-    هدف باید متعالی باشد : هدف باید باعث رشد ما بشه ، ما رو بالا ببره ، نه اینکه باعث انحطاط ما بشه و ما رو زمین بزنه.


یکی میگه من میخوام رشته ی مهندسی مکانیک دانشگاه امیرکبیر قبول بشم ، دوست عزیز ! چرا میخوای به اینجا برسی ؟
میگه این دخترخاله ی من یه لیسانس کتابداری از دانشگاه فلان شهر کوچیک داره همچین فیس و افاده میاد ، میخوام قبول شم بکنم تو چشش !


آیا این هدف متعالیه ؟ نه !
آقا من میخوام پرایدم رو بفروشم 206 بخرم ، چرا ؟ آقا شرمنده ببخشید جسارته ، قبلا ما با پراید بوق میزدیم تحویل می گرفتن ! الان هر چی بوق میزنی ... هیچی ! 206 کمتر سوار نمیشن ! این هدف متعالیه ؟ دنبال ناموس مردم راه افتادن باعث رشد و پیشرفته ؟ .


یکی هم میخواد 206 بخره ، میگه من دوست دارم این ماشین رو ها ، ولی میخوام گاه گاهی هم همسایه ها یا خانواده کاری داشتن انجام بدم براشون ، هر از چند گاهی سفر زیارتی بریم یا سیاحتی بریم دلمون باز بشه ، خانواده ام رو شاد کنم ، راحتی بیشتری براشون فراهم کنم. این هدفه که متعالیه.
پس دو نفر میتونن هدفشون یکی باشه ، ولی برای یکی باعث رشد و پیشرفته و برای دیگری باعث سقوط و انحطاط .

2-    ما باید هدفی رو انتخاب کنیم که به صلاح ما باشد :
سوال ! از کجا بفهمیم هدفی به صلاح ماست ؟ سه تا دلیل میاریم.
الف ) تایید خدا و عقل : من به حول و قوه ی الهی میخوام فردا صبح بانک سرکوچه مون رو بزنم!
خدا تایید می کنه ؟ نه ! عقل تایید می کنه ؟ نه !
ب) مقدور بودن : من 70 سالمه ، کل ورزشی که در طول عمرم انجام دادم این بوده که زیر رختخواب انگشتام رو تکون دادم !
حالا اومدم کلاس فرهنگ ، اوووووو ... هدف داشته باشیم ! من میخوام بشم قهرمان کشتی دنیا ! میشه ؟ مقدوره ؟ مقدور نیست.
فردا صبح امتحان کنکوره ! اومدم کلاس موفقیت ، هدف داشته باشیم ، هدفم اینه که فردا تو کنکور قبول شم هیچی هم نخوندم ! مقدور نیست.
ج) اولویت : آیا هدفی نیست که از این مهمتر باشه ؟ ضرورت و لزوم بیشتری داشته باشه ؟


با این سه پارامتر متوجه میشیم که هدفی به صلاح هست یا نه.

http://banki.ir/akhbar/1-news/5613-keys-to-success-31



3-    یک سری واژه هایی رو ننویسین تو جدول اهدافتون.

خرید ، فروش ، پیدا کردن ، معامله ، بردن جایزه ، برنده شدن تو قرعه کشی

خب من هدفم اینه که یک خونه بخرم تو فلان خیابون شهر یه خونه ی 200 متری "بخرم". آقا مگه نگفتین هدف دقیق باشه ، خب منم دقیق گفتم دیگه ، پس اشکالش کجاست ؟
این کار رو نکن ، ننویس هدفم اینه که ماشینم رو که دزدیدن پیدا کنم ، تو قرعه کشی فلان بانک برنده بشم ، خیلی ها هدفهاشون اینه ، 5 هزار تومن پول تو فلان بانک گذاشته که قرعه کشی برنده بشه ، برنده نمیشه ، میره بانک بعدی ، نشد بانک بعدی ، این هدف غلطه ! چرا ؟ الان میگم.


چرا خرید غلطه ؟ دوست عزیز شاید خدا بخواد از 1000 روش تو رو خانه دار کنه ، چرا خدا رو محدود می کنی ؟ تو داری همه ی درها رو می بندی ، همه کسانی که خونه دارن خودشون خونه شون رو خریدن ؟ یه نفر تو قرعه کشی بانک برده ، یکی پدرش یکی پدر همسرش ، بهر حال ، یه روشی غیر خرید خونه دار شده.
راهها رو نبدیم ، روشها رو محدود نکنیم ، ما همه ی درها رو می بندیم و فقط یک در رو باز میذاریم.


دوست عزیز هدفت رو دقیق بنویس ، ولی بهتر نیست بگی هدفم صاحب خانه شدن در فلان محله با فلان متراژه ؟
درها رو باز بذار ، نگو خرید ، شاید هزار در برای خانه دار شدن شما باشه ، بگو صاحب خانه شدن ، صاحب ماشین شدن...


شاید کائنات بخواد از روشهای آسان ما رو به هدفمون برسونه ولی ما درها رو می بندیم و در سخت ترین کار رو باز میذاریم.
نگو 80 میلیون پول میخوام ، برای چی میخوای ؟ میخوام موسسه خیریه بزنم ، خب هدفت صاحب موسسه خیریه شدنه. نه 80 میلیون پول داشتن.
فقط برای یک عده نوشتن پول مجازه ، چه کسانی ؟ کسانی که بدهی دارن و میخوان پرداخت کنن.


هدفت پیدا کردن پیکانت که دزد برده نباشه ، چرا میخوای پیداش کنی ؟ دخترم جهیزیه میخواد پیداش کنم می فروشمش 4 میلیون خرج جهاز دخترم می کنم.
هدف تو تهیه ی جهیزیه برای دخترته ، شاید هم ماشین رو پیدا کردی هم نفروختی هم جهیزیه دختر رو دادی.


خدا از جایی که نمی دونی می رسونه یرزق من حیث مایشاء ، پول گذاشته تو بانک تجارت که جایزه ی بی.ام.وی بانک رو ببره ، این آدم داره میگه رزاق خدا نیست ، مدیرعامل بانک تجارته ، برنده نمیشه میره میذاره بانک ملی ویتارا ببره ، روزی رسون مدیر عامل بانک ملی شد ! چیزی میخوای از خدا بگیر. خدا روزی رسونه.

4-    اهداف باید منطقی و بدور از هر گونه خیالبافی و خیال پردازی باشد.
ولی همین اهداف منطقی باید قابل حصول و دسترسی باشن تا ذهن کمترین تردیدی به خودش راه نده ، گاهی وقتا محتوای خواسته عملی نیست ، گاهی زمان عملی نیست ، مثل مثال کنکور که گفتیم فردا کنکور داره امشب هدفش میشه کنکور رو عالی بده.
گاهی محتوا غلطه ، میخواد بشه رئیس جمهور امریکا ، خب این خلاف قوانیه ، میتونی وزیر وکیل و سناتور بشی ، ولی یه خارجی نمی تونه رئیس جمهور بشه.
ماهیانه 100 هزار تومان درآمدشه ، یهو میخواد درآمد رو برسونه به 1000 میلیارد تومان ! بابا ثروتمند ترین مرد ایران هم انقدری که تو میخوای پول نداره.
خب ، گفتیم اهداف باید منطقی و قابل حصول باشد ، ولی هدف باید خیلی بزرگ باشه ، تعیین محدودیت برای هدف ممنوع !
آدمهای موفق دنیا ، هدفهای گنده گنده انتخاب کردن ، بگو من به تمامی خواسته های منطقی خودم می رسم ، برای تعیین اهداف بلند ، کوچکترین تردیدی به خودت راه نده. مطمئن باش بهش میرسی.
نگفتیم هدف بزرگ نباشه ، گفتیم دست نیافتنی نباشه ، اتفاقا هدف باید بزرگ باشه.
من و شما به همون قدری ارزش داریم که خودمون فکر می کنیم.
اهداف کوچک تا آخر عمر شما رو کوچک نگه میداره.
هدفهاتون باید منطقی و جسورانه باشد.

در جلسه ی بعدی بیشتر در خصوص ویژگی های هدف خواهیم گفت.




طبقه بندی: موفقیت،
برچسب ها: کلید طلایی ؛ زندگی هدفمند،
[ جمعه 18 اسفند 1391 ] [ 12:08 ق.ظ ] [ فریبا حزباوی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


با سلام و درود
این وبلاگ برای استفاده‌ی دانش‌آموزان عزیز و همکاران گرامی طراحی شده. امیدوارم این تلاش ناچیز گام مثبتی در جهت گسترش دانش و فراگیری عزیزان باشد. نظرات و پیشنهادات شما می‌تواند این نهال را به ثمر برساند.
همواره شاد و پیروز باشید.


لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :